آقای نوستالژی - مطالب مهر 1398

آخرین سنگر

شنبه 13 مهر 1398



گاهی ادامه دادن این نمایش سخت میشه... نمایشی که گویا بازی کردن در اون، تا پایان عمر، رسالت من هست!... گاهی در میانه نمایش، زمانی میرسه که بی حوصله، خسته و عصبی میشم... بی حوصله از این خیل عظیم موجودات زنده خودخواه و کسالت آور... نیاز دارم که یا از تو بنویسم یا خوابت رو ببینم... از تو نوشتن... خوابت رو دیدن... تنها دو اتفاقی که در تمام این سالها، از مصرف هر نوع شراب و مخدری، بیشتر مست و کیفورم کرده....ساعت از سه و سی دقیقه گذشته... برای امشب، سردرد، اجازه کنار هم چیدن کلمات، اونطور که دلم میخواد رو نمیده... امیدوارم خوابت رو ببینم.








شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic