آقای نوستالژی - مطالب آبان 1395

آنچه بودم، آنچه خواهم بود

پنجشنبه 27 آبان 1395



((بیش از اینها بگو با من... چرا که راهمان دیر یا زود جدا خواهد شد))

چه پیشگویی دقیق و البته نه چندان سختی!

 

((من از این برج و این بازار و این دیوار بیزارم/ من از این بی قلندر خاک رسوا کینه ها دارم))

بله! تقریبا از همه چیز بیزار بودم و بسیار غیر قابل تحمل تر از امروز!


((نگاه کن که غم درون دیده ام،چگونه قطره قطره آب می شود))

شعر آفتاب می شود از فروغ؛ اسم شب اون روزها...

 

((زمزمه های یک دیوانه))

دوران افسردگی تهوع آور و مزخرف...داستانی چند قسمتی که از بس سیاه و پوچ نوشته بودمش، حتی دوست ندارم دوباره یک خطش رو بخونم و سریع ازش رد میشم!


ادامـه مطـلب




دلخستگیها (28)

شنبه 22 آبان 1395



1

گفت عالم همه در بندگی شیطانند

گفتم ای زاهد خودبین به زیان تو که نیست!...((هوشنگ ابتهاج))


2

یک: جناب معتضد!... خدای من باورم نمیشه از نزدیک میبینمتون! همیشه دو تا آرزو داشتم که خوشبختانه امروز با دیدن شما یکی از اونها برآورده شد!

دو: لطف دارید. باعث افتخار منه (با خنده)... حالا آرزوی دومت چی بوده جوون؟!

یک: این که وقتی شما رو میبینم یک اسلحه توی جیبم باشه!!


3

چند وقتی هست که در بین دوستان، همکاران و اعضای خانواده کمپینی!! بر علیه سیگار کشیدن من راه افتاده. همه در حال تلاش برای این هستن که سیگار رو ترک کنم. همین مسئله باعث شده که حقیقتا احساس مسئولیت کنم و به فکر فرو برم. تصور میکنم بالاخره باید تصمیم مهمی بگیرم. مثلا اینکه دوستان، همکاران و خانواده ام رو ترک کنم!!


4

دلمشغولی ها بسیارند. به عنوان مثال یکی از مسائل مهمی که ذهن ما را درگیر خود کرده این است که اگر خدایی ناکرده روزی ایشان به رحمت خداوند بروند تکلیف جانشین ایشان چه خواهد بود؟!... این دغدغه بزرگی ست... چرا که یافتن فردی تا بدین اندازه خرف، خودکامه،نالایق و در عین حال بی غیرت حقیقتا کار دشواری خواهد بود!


5

فرصتها همچو ابر در گذرند و هرگز دوباره باز نخواهند گشت. آنها را به خاطره انگیزترین شکل ممکن هدر دهید!


6

احمد یک انبار داشت که یک عالمه سنجد توش باد کرده بود. زانوی غم رو بغل گرفته  و بر سر میزد. دوستش گفت: حالا که چیزی نشده! گوشیت تلگرام داره؟! ... گفت: آره! چطور؟!... گفت: بده به من... و بعد برای تمامی مخاطبین و گروه ها این متن رو ارسال کرد:(( لطفا اطلاع رسانی کنید... درمان سرطان پیدا شد! سالها پیش محققان دانشگاه لوبک دریافتند که خوردن روزانه مقادیری سنجد!! ظرف مدت کوتاهی تمامی سلولهای سرطانی را از بین برده و انسان را تا سالها در مقابل این بیماری بیمه میکند! حال دلیل آنکه چرا تا به حال از افشای این راز جلوگیری شده است به تجارت کلان و سود فراوان شرکتهای ساخت دارو بازمیگردد ... ))

... و  چهار روز بعد احمد هنوز اون انبار رو داشت. اما هیچ سنجدی داخلش نبود!


7

تصویر تو وهم همیشه... کاشکی بودی

چشمان تو آنسوی شیشه... کاشکی بودی

یک عصر بارانی، خیابان ولی عصر

حالی از این بهتر نمیشه... کاشکی بودی