آقای نوستالژی - مطالب مرداد 1393

هذیان ها (24)

چهارشنبه 29 مرداد 1393



میان شامگاهی مست،

از عطر تو آکنده؛

شکوفا میشوم از نو

کنار آن دو چشم روشن معجز

حضور شاخسار سبز دستانت

عبورم میدهد از این چراغ تا ابد قرمز

فقط یکبار...

یک شب...

ساعتی...

یک دم...

به شعر من بگو: آری!

به این رویا مگو: هرگز!




                                                                             مرداد 93






ـــ - ـــ

چهارشنبه 22 مرداد 1393



دیوانه وار میخندم ــ دیوانه وار افسرده ام!

... و هیچ چیز جز شعر، کمی بهترم نمیکنه.






هذیان ها (23)

دوشنبه 13 مرداد 1393




ما همقدم با هم، ولی با هر قدم با هم

یک گام از هم دورتر گشتیم!

ما اعتبار هفت نسل پشت خود را

زیر قدمهامان،

بی وقفه میکشتیم!


آری گنه کردیم!

ما دست در دستان هم

ــ اما

با قلبهایی مبتلا بر خویش

فردای رویاگونه هم را تبه کردیم

ما دست در دستان هم آری!

بر قامت روزان خوش، رخت سیه کردیم


ما بستگان بسته بر پرهای هم زنجیر

ما خاندان خستگان مانده در راهیم

افسوس! پوسیدیم،

پژمردیم،

مردیم،

با خنجر خونین همخونان خود در پشت

افسوس! پوسیدیم،

پژمردیم،

اما...

آیا چه کس ما را به جز ما کشت؟!

***
                                                                       مرداد 93                                          






سنگر وحشت من از من...

دوشنبه 6 مرداد 1393



از فردا دوباره برای چنـد روز اونجا نفس میکشم. اینـکه شرایط طوری رقـم خورده کـه در طول سال

حداقل یک یا دوبار باید بـه اونجا سفر کنـم میتونـه یک توفیق اجباری باشه! ... یک توفیـق اجباری

غمناک!... غمناک از اون جهـت کـه در فاصله ای بسیار نزدیک بـه تو، از دیدنت محروم خواهم بود.


پ ن: احتمالا منظور خدا از بهشت جایی هست که بالاخره میشه نشست و برای مدتی طولانی

تو رو نگاه کرد...





صبر

جمعه 3 مرداد 1393



شرایط زنـدگی هر انسانی باعـث میشه او بعضی مهارتها رو بیشتر کسب کنـه. مثلا اگر شما در

جایی مثل آلاسکا زنـدگی کنید مجبور هستیـد مهارت مقابله و مبارزه با سرما رو کسب کنید... و

اما شرایطی کـه من در اون زنـدگی کردم و نفس کشیـدم، باعـث شـد بیـش از هر مهارت دیگری

مهارت صبر کردن رو بیامـوزم... مهارتی کـه احساس میکنم میتونـه جزو ارزشمندترین دارایی های

هر انسانی باشه. 

البته که نمیشه گفت صبر کردن و صبور بودن همیشه همه مشکلات رو حل میکنه. اما با قطعیت

میشه گفـت کـه در بسیاری از مواقـع نتیـجه شگفـت انگیـزی رو برات رقـم میـزنـه. خیلی از اوقات

واکنش سریع نسبت به محیط عذاب آوری که در اون حضور داریم،نسبت به رفتار نامناسب بعضی

انسانـها و یا نسبـت بـه اتفاقات و مسائـل ناخوشاینـدی کـه در زنـدگی وجود دارنـد همـه چیز رو

خرابتر میکنه. اما بـه من اثـبات شـده در صبـر کردن معـجزه ای هست. این معـجزه گاهی اوقات

میتونه آتشی رو که احساس میکنی درست در وسطش نشستی تبدیل به گلستان کنه!