آقای نوستالژی - مطالب تیر 1392

هذیان ها (20)

شنبه 8 تیر 1392




سرزمـینـم اگـه باشی، پایـتـخـت مـن چشاته

و سـرود مـلی مــن اون طـنـیـن خـنـده هـاته


چه تماشایی و گرمه شهـر تاریخی دستهات

آخ قـدم زنی میچسبـه تـو خیابـونـهای رگهات


میشه عمـری لابلای جنگل مـوی تـو سر کرد

زیر سایبـون پلکات لم داد و خستـگی در کرد


منـو راه بـده بـه قـلبـت بی تـو آواره مـیـمـونم

بذار بـرگـردم دوبـاره مـن غـربـتی بـه خونـه م


تـوی چـلـه زمـسـتــون تـن تــو اردیـبــهـشـتـه

حافـظ انـگار غـزلـهاشـو بـرای تـو میـنــوشـتـه


کوه شونـه های امنـت، منـو میـبـره بـه قـصه

سرمـو میذارم اونـجا، خودشو میـکشه غـصه


بی تو با هرکس و هرجا غم غربت تو صدامه 

با تو هرکجا کـه باشـم سرزمین مـن باهامه


                                                 ***
                                                                               اسفند 90



نظرات


انتخابات

یکشنبه 2 تیر 1392



1

چند روز پیش از انتخابات حجت الاسلام علم الهدی امام جمـعه مشهد در نطقی تاریخی فرمودن: 

((هرکس در انتخابات شرکت نکند قطعا به جهنم میرود!))

به این ترتیب با دستـور آقای علم الهدی تکلیـف آخرت ما چنـد میلیون نفری که در انتخابات شرکت 

نکردیم مشخص شـد. البتـه اگر ایشون لطـف میکردن و میگفتن بایـد بـه چه کسی رای بدیم تا به

بهشت بریم لطف قضیه بیش از این میشد.

( اینـکه چرا حتی در ایـن دوره و زمـانـه برخی از روحانیون هنـوز شنوندگان رو تا ایـن حد بی شعور 

فرض میکنن سوالی هست بی جواب!)


2

یکی از مجریان سابق برنامه کودک و نوجوان در دهه 60 کـه احساس تکلیف کرده و برای انتخابات

شورای شهر کاندید شده بود در وبلاگ خودش از زبان سند باد و علی بابا! نوشته بود که اونها در

حال برداشتن شناسنامه و سایر مـدارک لازم هستن تا در انتخابات شرکت کرده و بـه ایشون رای

بدن! در هر صـورت ایشون با کمـک علی بابا و سندباد و غیـره مجموعا نزدیک بـه چهارده هزار رای

جمع کرد.

احساس تکلیـف همـه جانبـه هنرمندان و ورزشکاران! در انتـخابات شورای شهـر ایـن دوره از جمله

نکات عجیب بود.



3

در ذهن کوچک مـن نمیگنجه کـه چطور ممکنه در کشوری کـه ادعای انتخابات دمـوکراتیک و آزاد رو 

داره نهادی به نام شورای نگهـبان وجود داشته باشه کـه اعضای یازده نفره اون به خودشون اجازه

بدن بـرای هفتاد میلیون نـفر تعیین تکلیـف بکنن کـه این آقا کـه ما میگیم خـوب هسـت و اون آقا بد

هست و بایـد رد صلاحیت بشه! ایـن قطـعا با اونـچه کـه دمـوکراسی نامیـده میـشه در تضاد کامل

هست.این داستان مثل این میمونه که شما رو به یـک باغ بزرگ ببرن و بگن شما امروز آزادی کامل

دارید و میتونید هر میوه ای که دلتون خواست در ایـن باغ انتخاب کرده و میل کنید. البته فقط از بین

سیب و خیار!


4

اگر همین یک ماه پیـش روبـروی حسن روحانی می ایستادی و میگفتی مـن بـه عنوان یـک پیشگو

میخوام بـه شما تبریـک بگم چـون در انتـخابات 24 خرداد با 18 میلیون رای پیـروز خواهی شـد شک

ندارم که یک مشت به صورتت میـزد و میگفـت: خودت رو مسخره کن!...اما ایـن اتفاق با حمایت به

موقع رهبران اصلاح طلب به وقوع پیوست. (رهبرانی کـه اگر فقط  کمی شجاعت و کله شقی لازم

رو داشته باشن ـ که هرگز ندارن ـ میتونن اتفاقات تازه ای رقم بزنن).

به هر حال حسن روحانی بـه فاصله چند شب تبـدیل به بتی جدید شد تا شمـارش معکوس برای

شکستن این بت آغاز بشه!... یکماه بعد...شش ماه بعد... یکسال بعد... بالاخره این بت هم مثل

قبلی ها خواهد شکست. به نظرم یک رئیس جمهور میتونه به تنهایی یک مملکت رو به گند بکشه

اما نمیتـونـه به تنـهایی یـک مملکـت رو آباد کـنه. نمیشه کتمان کـرد تا زمـانی که مردم یک جامعه 

خودشون هیچ رحم و مروتی نسبـت بـه یکدیگر ندارن هـرگز اون سرزمین به آرامش نمیرسه. شاید 

در کـنار دیـگر ملزومـات، بزرگتـرین لازمه برای داشتـن یک سرزمین خوب و عاری از فـساد و شکوفا 

از لحاظ اقتـصادی،این هست کـه هرکس ابتدا از اصلاح خودش شروع کنه. 


5

نه طـرفدار اصلاح طلبان هستـم و نـه اصولگـرایان امـا حقیقـت ایـن هست کـه اصولگرایان بـه جای

پذیرفتن شکست و جستجوی علل ایـن اتفاق از فردای انتخابات به صـورت یکپارچه دست به اقدام

عجیبی زدن و در سایتها و روزنامه های خودشون با بیان این مطلب که:(( نتیجه این انتخابات ثابت

کرد در انتـخابات 88 هیـچ تقلبی صـورت نگرفته بوده و شرم بـر شما کـه تهمتها به ما زدید و ...))

دست بـه مظلوم نمایی جالبی زدن... اونـها جوری مظلوم نمایی میکنـن کـه انگار هیچیک از ما در

فضای انتخابات سال 88 در کشور نبـودیم. اونـها ادعا میکنـن کـه محمـود احمدی نژاد در دوره قبل

 24 میلیون رای داشته. یعنی بیش از یک سوم جمعیت کشور به او رای داده بودن. بسیار خب،ما

هم میپذیریم اما..

برای من جای سوال هست که چطور ممکنه به عنوان یک شهروند در طـول چهار سال گذشته در

بین صدها نفر از اقوام و آشنایان و همکاران و دوستان و مردمی که در تاکسی و بانک و  هرکجای

دیگری با هم صحبت میکنن حتی به 5 نـفر (و نه بیشتر) برخورد نکرده باشم که به من گفته باشن

ما در انتخابات 88 بـه آقای احمدی نژاد رای دادیم! برای مـن بسیار جالبه، اینکه انقدر کـم سعادت

هستم که هنـوز حتی با 5 نفر از اون 24 میلیون نفری کـه به محمود احمدی نژاد رای دادن برخورد

نداشتم اما در عوض در طول این 4 سال باصدها نفر از اون سیزده میلیون نفری که به میر حسین

موسوی رای دادن برخورد کردم!) اونها جوری مظلوم نمایی میکنن که انگار خانواده های اونها بودن

که در وقایع دوره قبل فـرزندان خودشون رو در کـف خیابان از دست دادن و یا در زندانها پیدا کردن.

جوری که انگار در 4 سال گذشته هیچ سهمی در فرو بردن کشور در این باتلاق نداشتن... 

به اعتقاد من برای اینکه اصولگرایان بتـونن در انتخابات دوره های بعد قوه مجریه رو پـس بگیـرن دو

راه وجود داره:

راه اول اینـکه بـه تغییرات اساسی در دیـدگاه های خودشون، ادبـیات خودشون و رفـتار خودشون

دست بزنن و مردم رو شبـیه اونـچه آقای علم الهدی فـرض میکـنه، فـرض نکنن و راه دوم اینکه از

حالا به فکر تقلب در انتخابات 96 باشن!



نظرات