آقای نوستالژی - تو بهترینِ صحنه ای...

تو بهترینِ صحنه ای...

پنجشنبه 22 شهریور 1397



ما همیشه، حتی در بدترین شرایط، هرگاه چه در کنار هم بودیم و چه از راه دور ارتباط میگرفتیم با همه وجود سعی داشتیم فرصت شوخی و خنده به وضعیت موجود رو از دست ندیم. انقدر که به یاد دارم روزی در همین وبلاگ در موردش نوشتم؛ احساس میکنم حتی اگر قرار باشه صبح فردا اعدام بشیم قطعا اونشب رو دو نفری تا به سحر مشغول حدس و گمانه های خنده دار در مورد موقعیت های طنزی که ممکنه هنگام لحظه اعدام پیش بیاد خواهیم شد!... ظرف چند روز گذشته اما وقتی بهش پیام دادم متوجه شدم که او هم چند وقتی هست به جمع کرگدن ها پیوسته!

این که چرا از کلمه ((کرگدن)) استفاده میکنم، به این برمیگرده که اوضاع و احوال این روزهای غالب مردم سرزمینم به نوعی من رو به یاد نمایشنامه معروف ((کرگدن)) اثر جناب اوژن یونسکو می اندازه... در حال حاضر هر روز یکنفر از کسانی که میشناسم به جمع انسان های افسرده و سر در گریبان می پیونده و من به یاد شخصیت ((برانژه)) در این نمایشنامه می افتم که هر روز و حتی در اواخر نمایشنامه هر لحظه با تبدیل شدن انسان های اطرافش به کرگدن مواجه میشه تا اینکه کم کم تمام مردم شهر تبدیل به کرگدن میشن!... اگرچه در این نمایشنامه، مقصود جناب یونسکو از تبدیل شدن انسانها به کرگدن، نه افسردگی، بلکه زیر پا گذاشتن موارد دیگری بوده اما به هرحال این روزها این مسئله در ذهن من به این شکل معادل سازی میشه... قابل انکار نیست که شرایط امروز حاکم بر این سرزمین شرایطی خاص و برای بسیاری از ما طاقت فرساست، اما قطعا بغل گرفتن زانوی غم و پناه بردن به دامان افسردگی و کج خلقی، اوضاع رو برای ما و اطرافیان مون سخت تر از پیش خواهد کرد.

اگر زندگی صحنه تئاتر باشه، باید اذعان کرد که افراد بسیاری زیادی داوطلب حضور در نقش انسانی شکست خورده، مغموم، از دنیا بریده، نیازمند دلسوزی و توجه دیگران و... خواهند بود. انقدر زیاد که این صحنه نمایش بزرگ از حضور این دست بازیگران، کاملا اشباع شده...در مقابل اما، صحنه با تمام وجود، تشنه بازیگرانی هست که بتونن از عهده نقش مقابل اینگونه افراد بر بیان. انسان هایی که علیرغم همه مصیبتهایی که بر سرشون آوار هست وقتی با اونها صحبت میکنی حتی نمیتونی تصور کنی کوچکترین مشکلی در زندگی اونها وجود داره. انسان های پخته و محکمی که توانایی گوش سپردن، تغییر فضا و آرامش دادن به سایرین رو تحت هر شرایطی دارا هستند؛ دردهاشون متعلق به خودشون هست و لبخندهاشون برای دیگران...