تبلیغات
آقای نوستالژی - زمانه

زمانه

پنجشنبه 8 شهریور 1397




کسی ز چون و چرا دم همی نیارد زد
که نقش بند حوادث ورای چون و چراست

هزار نقش برآرد زمانه و نبود
یکی چنانکه در آیینهٔ تصور ماست

که زیر گنبد خضرا چنان توان بودن
که اقتضای قضاهای گنبد خضراست

کسی چه داند کین گوژپشت مینارنگ
چگونه مولع آزار مردم داناست

زمانه را اگر این یک جفاست بسیارست
به جای من چه کز این صدهزار گونه جفاست

به دست حادثه بندی نهاد بر پایم
که همچو حادثه گاهی نهان و گه پیداست

سبک به صورت و چونان گران به قوت طبع
که پشت طاقتم از بار او همیشه دوتاست

مرا ز گردش این چرخ آن شکایت نیست
که شرح آن به همه عمر ممکن است و رواست

به دست ما چو از این حل و عقد چیزی نیست
به عیش ناخوش و خوش گر رضا دهیم سزاست


((انوری))