آقای نوستالژی - من، اشتباهی بودم!

من، اشتباهی بودم!

پنجشنبه 4 مرداد 1397



امروز ظهر برای اولین بار در عمرم احساس کردم به شدت به مراجعه به یک مشاور یا روانشناس نیاز دارم و شاید وقتش رسیده که از خر شیطان پیاده بشم!

عصر که شد، در جایی نشسته بودم و دیدم طبق معمول همزمان در حال گوش دادن به درد و دل و مثلا آرام کردن و مشورت دادن به  دو نفر از بندگان خدا هستم!

شب که شد به خودم قول دادم هرگز به احساس ظهرم پر و بال ندم! چرا که شک ندارم با این بخت و اقبال اگر به مشاور هم مراجعه کنم احتمالا از اواسط همون جلسه اول به بعد، این من هستم که باید پای حرفهای اون بشینم!