آقای نوستالژی - متشخص

متشخص

دوشنبه 1 مرداد 1397



گویا سال گذشته یکی از هذیان هایی که من نوشتم رو در محفلی برای دوستان اهل شعر خودش خوانده و در یکی از شبکه های اجتماعی هم نوشته بود. با توجه به اینکه مطلب رو از جای دیگری برداشته بود، نام نویسنده رو نمیدانست و حدود چند هفته پیش با جستجو در نت و خواندن این وبلاگ متوجه میشه که اوضاع از چه قرار هست. در طول این دو هفته این دوست بزرگوار و متشخص دو مرتبه از من عذرخواهی کردند بابت اینکه هذیان بنده رو بدون نام بردن از من در جمعی خواندن و یا در جایی نوشتند(و البته که ایشون عنوان نکرده بودند شعر متعلق به خودشون هست و فقط نام نویسنده رو نگفته بودند)... هر دو بار به ایشون گفتم که واقعا از نظر من هیچ موردی نداره. به ایشون گفتم که به طور حتم ذکر منبع بیش از اونکه احترام به منبع یا نویسنده باشه، احترام به شخصیت خود راوی هست و چه خوب خواهد بود اگر همه این رو رعایت کنند اما شخصا در مورد چیزهایی که اینجا می نویسم و ممکنه کسی از روی اونها کپی برداره، هیچ حساسیتی روی ذکر منبع ندارم. مرتبه سوم ایشون خواستن من نام خودم رو بهشون بگم که یکبار دیگه اون شعر رو در همون جمع بخونن و بگن که متعلق به چه کسی بوده. بهشون پاسخ دادم من یک نویسنده مبتدی هستم اما حتی اگر روزی انقدر نویسنده قابلی بشم که بخوام کتابی چاپ کنم باز هم اون کتاب رو با نام مستعار چاپ میکنم چون به دلایل زیادی هیچ علاقه ای به اینکه نام واقعی من در زیر یا بالای نوشته ای باشه ندارم... مرتبه چهارم ایشون ایمیلی فرستادن و گفتن چون علاقه ای به گفتن اسمتون نداشتید من در جمع دوستانم وبلاگتون رو معرفی کردم تا بدونن منبع شعر کجا بوده... از ایشون تشکر کردم و البته امروز ایشون پنجمین و آخرین ایمیل خودش رو برای من فرستاد که به عنوان هدیه، فایلی حاوی اشعار مورد علاقه ایشون از شاعران مختلف که به وسیله خودشون جمع آوری شده، ضمیمه ایمیل بود. یک هدیه بسیار با ارزش...

دوست داشتم از این دوست عزیز و گرامی که حالا یکی از خوانندگان این صفحه هست در همین صفحه تشکر کرده باشم. اینکه یکنفر تا این اندازه نسبت به مسئله ای که شاید برای بسیاری از افراد یک مسئله پیش پا افتاده باشه (چرا که روزانه ده ها هزار مطلب، بدون ذکر منبع، چه در دنیای حقیقی و چه در لابلای صفحات مجازی دست به دست میشه)، حساسیت به خرج میده و از لحاظ وجدانی نگران این هست که مبادا خطایی کرده باشه، میتونه تحسین برانگیز و نشان دهنده شخصیت بالای این فرد باشه و احتمالا کسی که روی مسائل کوچک تا به این اندازه حساسیت به خرج میده در رابطه با موارد بزرگتر تکلیفش مشخص هست. 

دوست داشتم برای این دوست گرامی بنویسم؛ من هر از چندین گاه و البته به ندرت، در زمینه های مختلف با افرادی شبیه به شما مواجه شدم و فکر میکنم در جامعه ای که غرق فساد و تباهی شده و گویی ارتکاب وحشتناک ترین جرم ها و بزرگ ترین دزدی ها در اون برای خیلی ها در حال عادی شدن هست، هر از گاهی مواجه شدن با افرادی مثل شما که اینچنین سرسختانه پیگیر ریزترین و کم اهمیت ترین غفلت های خودشون میشن، حکم دیدن روزنه نور در سیاهچال رو داره. انسان رو امیدوار میکنه به اینکه: هنوز هم سیاهی، مطلق نشده...