آقای نوستالژی - جاده ها

جاده ها

شنبه 12 خرداد 1397



من همیشه به راننده های ماشین های سنگین که بارهای بین شهری (به خصوص مسافت های طولانی) رو حمل میکردند غبطه میخوردم. اولین بار سالها پیش با داخل شدن به اسکانیای یکی از اقوام که همین شغل رو داشت حس هیجان انگیزی بهم دست داد. وقتی پرده پشت صندلی رو کنار زدم و با محفظه ای که حالت تختخواب داشت مواجه شدم دیگه شک نداشتم که این یکی از لذت بخش ترین شغلهای دنیاست! و البته در صورتی که به تنهایی کار خودت رو انجام بدی و در سفرها مزاحمی به نام شاگرد راننده کنارت نباشه حتی از دیدگاه من میتونه لایق لقب لذت بخش ترین شغل هم باشه!... به اعتقاد من این شغل بیشتر مناسب افراد درونگراست. تو میتونی در داخل این ماشین به تنهایی بنشینی، از جاده های مختلف عبور کنی، گاهی در مقابل رستوران های بین راهی (که علیرغم کثیف بودن، من عاشق شون هستم) نگه داری و چیزی بخوری، گاهی موسیقی مورد علاقه ات یا حتی کتابهای صوتی رو گوش کنی و سیگاری بکشی، گاهی خودت زیر آواز بزنی! گاهی که خسته میشی کناری بکشی و روی تخت استراحت کنی، گاهی با صدای بلند با خودت حرف بزنی و گاهی از فرصتی که زمان طولانی بارگیری یا تخلیه بار بهت میده استفاده کرده و درازکش کتابی بخونی یا حتی وبگردی کنی و در مجموع در حین اینکه مشغول انجام دادن کار هستی از دنیای تنهایی خودت بیشترین لذت رو ببری. 

البته که این شغل بیشتر به درد افرادی میخوره که فرزندی نداشته باشند و فارغ از هر دغدغه ای بتونن برای مدت طولانی از خانه خودشون دور باشند و البته که همواره آواز دهل شنیدن از دور خوش است و این کار قطعا دردسرهای زیادی هم داره... اما به هرحال مثل امروز، همواره دیدن یکی از این دست مردمان! برای من رشک برانگیز هست.