آقای نوستالژی - اسم ها

اسم ها

سه شنبه 18 اردیبهشت 1397



برای هر کسی، یک اسم توی زندگیش وجود داره که تا ابد هر جایی اون رو بشنوه، ناخودآگاه برمیگرده به همون سمت؛
یا از روی ذوق
یا از روی حسرت
یا از روی نفرت!

((هاروکی موراکامی))

***

... و امروز وقتی مادری فرزندش رو صدا میزد من به اون سمت برگشتم. با ذوق، با حسرت!
حقیقتا احساس میکنم زندگانی بیخودی داشتم! (یا شاید هم برای همه به همین شکل بوده چون من خبر از همه چیز زندگی دیگران ندارم)... اینکه میگم بیخود به این خاطر که وقتی نگاه میکنم میبینم هنوز از شنیدن اسمت ذوق میکنم. اما به چه دلیل؟ آیا دلیلش غیر از این بوده که تو در وجه احساسی زندگی من تنها کسی بودی که هیچوقت حس نکردم در حال نقش بازی کردن بود؟ ... و آیا این زندگی انقدر باید پست باشه و حافظه اش تا بدین اندازه سرشار از حضور شخصیتهای جعلی که هنوز هم پس از سالهای سال، شنیدن نام اون کسی که خود واقعیش رو به معرض نمایش گذاشته بوده، در وجود آدم اینگونه ذوق و حسرت توامان ایجاد کنه؟