آقای نوستالژی - خیام

خیام

پنجشنبه 16 فروردین 1397



یک:
افلاک که جز غم نفزایند دگر
ننهند به جا تا نربایند دگر
ناآمدگان اگر بدانند که ما
از دهر چه میکشیم نایند دگر

بچه ها کسی معنی این رباعی حکیم عمر خیام رو میدونه؟

دو: آقا اجازه! یعنی کاش ننه مون ما رو نمیزایید!

یک: این چه طرز حرف زدنه. گمشو بیرون از کلاس!

رباعی بعدی؛

گویند بهشت حور و عین خواهد بود
آنجا می و شیر و انگبین خواهد بود
گر ما می و معشوق گزیدیم چه باک
چون عاقبت کار همین خواهد بود

خب. در مورد این یکی چی؟!

سه: آقا یعنی اگه دوست دخترت با یه شیشه ویسکی پیشت باشه جای اینکه دنبال بهشت نسیه باشی بهشت نقد رو داری! 

یک: بی شعور! تو هم بلند شو برو بیرون!

رباعی بعد؛

جامی ست که عقل آفرین میزندش
صد بوسه ز مهر بر جبین میزندش
این کوزه گر دهر چنین جام لطیف
میسازد و باز بر زمین میزندش

خب بچه ها. کسی میتونه این یکی رو تفسیر کنه؟

چهار: آقا اجازه! یعنی کوزه گر دهر مرض داره!

یک: بی تربیت! گورتو گم کن بیرون...

و بعدی؛

خیام اگر ز باده مستی خوش باش
با ماهرخی اگر نشستی خوش باش
چون عاقبت کار جهان نیستی است
انگار که نیستی چو هستی خوش باش

این یکی رو کی میدونه؟

پنج: آقا اجازه...

یک: ساکت! برو بیرون!
پنج: آقا ما که هنوز چیزی نگفتیم...
یک: معلومه تو هم چی میخوای بگی. برو بیرون پدرسوخته!

اون تعدادی که باقی موندن تو کلاس! از این جا به بعد فقط اشعار اقبال لاهوری رو بررسی میکنیم!!