آقای نوستالژی - ترانه های 95

ترانه های 95

چهارشنبه 15 فروردین 1397



 وقتی رفتی همه چیز رفت/ روزای خوب برنگشتن / بهار از پنجره پر زد / پاییزا دائمی گشتن!!
این قسمتی از ترانه ای بود که فرامرز اصلانی نوشت و خوند و قبلا گفتم عجیب ترین ترانه ای بوده که در سال 94 گوش کردم (انصافا همون مصرع پاییزا دائمی گشتن! برای نائل شدن به این عنوان کفایت میکرد). اما در سال 95 اگر قرار بود وظیفه اهدای تمشک طلایی به بدترین ترانه سال رو به من بدن این جایزه رو به ترانه ((هست و نیست)) از سینا شعبانخانی اهدا میکردم (البته این یک نظر کاملا شخصی و انتخاب از بین ترانه هایی هست که به گوش خودم خورده) جالبه که اینبار هم ترانه سرای اثر خود خواننده بوده و چیزی که برام عجیبه اینکه چطور ممکنه چنین ترانه ای با کمترین میزان خلاقیت که به شکل مبتدیانه ای در اون فقط قافیه سازی شده (طوری که اگر میگفتن شاعر: مه لقا غفاری، هشت ساله از قرچک، قابل باور بود) بیاد و به عنوان تیتراژ یک سریال انتخاب و هر شب پخش بشه. خب برادران عزیز لعنتی من، چه لزومی داره گاهی بخواهید اثبات کنید علاوه بر خوانندگی توانایی ترانه سرایی و آهنگسازی رو هم دارید.

در طرف مقابل اگر قرار بود انتخاب بهترین ترانه یا خواننده سال رو به من بسپارن، احتمالا محسن چاووشی رو انتخاب میکردم (البته این یک نظر شخصیه و انتخاب از بین ترانه هایی هست که خودم گوش کردم). به نظرم پیشرفت این شخص به خصوص در رابطه با انتخاب متفکرانه اشعار و ترانه ها در خلال سالهایی که شروع به کار کرده تا به امروز فوق العاده بوده. سال 95 هم چند ترانه بسیار خوب از ایشون گوش کردم که گل سر سبد اونها ترانه ((دل خون)) بود. علیرغم اینکه این ترانه تم مذهبی (در رابطه با واقعه عاشورا) داشت و اینگونه  ترانه ها با سلیقه من سازگار نیست اما باید اعتراف کنم بهترین ترانه ای بود که سال گذشته گوش کردم. 

پ ن: انتخاب بدترین ترانه سال از بین ترانه های پاپ بود و ترانه های رپ در نظر گرفته نشده بود، چرا که به نظرم بیش از نود درصد ترانه های رپ اتوماتیک وار جزو مزخرفترین های سال قرار میگیرن!