آقای نوستالژی - نظریه نه چندان معتبر!

نظریه نه چندان معتبر!

یکشنبه 12 فروردین 1397



وارد مغازه شدم. با شور و حرارتی همراه با تاثر فراوان در رابطه با فرهنگ و تمدن ایرانی با فروشنده صحبت میکرد و در حال گلایه از این موضوع بود که چرا علیرغم این پیشینه تاریخی، مردم بسیار بی فرهنگی داریم... چند لحظه پیش از من مغازه رو ترک کرد و زمانی که خریدم رو انجام دادم و پشت سرش از مغازه خارج شدم دیدم که در کمال تعجب کلوچه ای رو باز کرد و پاکتش رو روی زمین انداخت در حالی که سطل زباله دو متر اونطرف تر بود!

***
اوایل سال 90 در مقطع کوتاهی داخل دفتر کسی رفت و آمد داشتم که از خوب های شارلاتان گری روزگار بود!... تکیه کلام جالبی داشت و میگفت: ((هرکس از چیزی که نداره حرف میزنه!))... دلیل اینکه این جمله رو زیاد تکرار میکرد این بود که به علت بدقولی ها و کلاهبرداری هایی که میکرد اغلب طلبکارانی که به دفترش پا میگذاشتن در مورد لزوم برخورداری از اخلاق و معرفت و شعور و خوش قولی باهاش صحبت میکردن و بعد که اونها بیرون میرفتن بلافاصله این جمله ((هرکس از چیزی که نداره حرف میزنه!)) رو به زبان میاورد تا به نوعی خودش رو تبرئه کرده باشه و بگه دلیل اینکه این شخص داشت زیاد از شعور و معرفت حرف میزد اینه که خودش فاقد اون هست! هنوز هم بعد از چند سال گاهی با دیدن صحنه هایی مانند آنچه امروز در هنگام خرید از مغازه اتفاق افتاد ناخودآگاه یاد جمله اون شخص می افتم و خنده ام میگیره. اگرچه ایشان این جمله رو من باب توجیه خودش و خراب کردن وجهه طلبکاران نگون بختش به کار میبرد اما با خودم فکر میکنم گاهی اوقات این نظریه به شکل خنده داری میتونه درست هم باشه!