آقای نوستالژی - بالاد

بالاد

شنبه 24 تیر 1396




خرمگس در حالی که با بی حالی دهن دره میکرد گفت: من نیز همینطور! پس در مورد مطلب دیگری

صحبت کنیم. مگر اینکه ترانه ای بخوانی!

زیتا گفت: خب پس گیتار را به من بده. چه بخوانم؟

خرمگس گفت: بالاد! اسب از دست رفته، کاملا مناسب صدای توست!

زیتا به خواندن یک بالاد مجارستانی پرداخت. این بالاد داستان مردی بود که ابتدا اسب، سپس خانه و بعد معشوقه اش را از دست می دهد. آنگاه با این اندیشه که در نبرد موهاچ (محلی در مجارستان که مجارها در سال 1526 در آنجا از ترک ها شکست خوردند) بیش از آنچه او از دست داده، از دست رفته است خود را تسلی می دهد!.. این ترانه یکی از ترانه های مورد علاقه خرمگس بود. ملودی تند و غم انگیز آن، برگردان حاکی از شکیبایی تلخ آن، چنان به دل مینشست که هیچ موزیک لطیفی این کار را نمی کرد.


 ((خرمگس – اتل لیلیان وینیچ))