تبلیغات
آقای نوستالژی - دلخستگیها (33)

دلخستگیها (33)

یکشنبه 6 فروردین 1396



1

که گمان داشت که هست این همه درد

در کمین دل آن کودک خرد؟!

آری! آن روز چو میرفت کسی

داشتم آمدنش را باور

من نمی دانستم

معنی هرگز را

تو چرا بازنگشتی دیگر؟!

آه ای واژه شوم

خو نکرده ست دلم با تو هنوز

من پس از این همه سال

چشم دارم در راه

که بیایند عزیزانم..آه! (هوشنگ ابتهاج)

2

دوست عزیز! این رو میدونم که در زندگی لحظه هایی هست که از همه اتفاقات ناامید و سرخورده هستی... اما من اعتقاد دارم همواره باید به لحظات پیش رو امیدوار بود و از احساس درماندگی حذر کرد. خوشبختی میتونه هر لحظه در کمین باشه... مثلا شاید چند دقیقه بعد به خیابان رفتی و یک تریلی 18 چرخ از روی سر و دست و شکمت عبور کرد و راحت شدی!

3

یک: من دوستت دارم. اصلا دیشب داشتم با خودم فکر میکردم که شاید بد نباشه از این به بعد برای تو مجانی کار کنم.

دو: فکر خوبیه!

یک: آره... و تو ... در مقابلش چه چیزی بهم میدی؟

دو: کارهای بیشتری!!

4

از جمله لذتهای زندگی تظاهر به ندانستن هست! این رو اولین بار زمانی فهمیدم که پسرم ازم پرسید میدونی پایتخت انگلستان کجاست؟ و چون دیدم در چهره اش ذوق و شوقی برای ابراز اطلاعات وجود داره پاسخ دادم که: نه!... و بعد دیدم که با حالتی پیروزمندانه پاسخ داد: لندن!... از اون پس خیلی اوقات این رو در مقابل افراد بزرگسال هم امتحان کردم و دیدم عموم افراد از اینکه چیزی رو بلد باشند و شما پاسخش رو ندانید و بعد اونها براتون توضیح بدن لذت میبرند... امتحان کنید! تفریح خوبی میتونه باشه؛ هم برای شما و هم افراد مقابلتون!

5

"ما غالبا چیزها را باور داریم فقط به این علت که چندین بار با لحن تاییدآمیزی درباره آن ها شنیده ایم. حتی به خاطر نمی آوریم که کجا و چرا مورد تایید واقع شده اند و از این رو است که نمی توانیم به نقد آن ها بپردازیم. حتی وقتی که هیچ پشتوانه منطقی موید آن ها نبوده و تاییدشان از طرف اشخاص ذی نفع ابراز شده باشد!"

((برتراند راسل))

6

((شهزاده رویای تو شاید منم!/آن کس که شب در خواب تو آید منم!/از خواب شیرین، ناگه پریدی/ من را ندیدی،دیگر کنارت به خدا/جانت رسیده از غصه برلب/هر روز و هر ...))

و باز هم حکایت دوستان چشم تنگ بنده!... در حال زمزمه این ترانه هستم که باز هم اونها از خودشیفتگی و نیاز به درمان حرف میزنند!...نمیدونم چرا اینها نمیخوان مثبت نگر باشن؟!... مثلا میتونن با خودشون بگن:((این همه سال شصت تا خواننده این ترانه رو به همون شکل قبلی خوندن و حالا این بشر اومد و ورژن جدیدی رو با خون دل آماده کرد... دست مریزاد!!!))

7

شاید روزی برسه که بتونم یک وزنه هزار کیلویی رو از روی زمین بردارم! اما برای برداشتن این نقاب از چهره... بعید میدونم روزی در راه باشه!

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پ ن:

برهنگی

خواننده، ترانه سرا و آهنگساز: شهیار قنبری

لینک دانلود