تبلیغات
آقای نوستالژی - رنگ روزهای هفته

رنگ روزهای هفته

چهارشنبه 15 دی 1395



گفته میشه در کتاب هفت پیکر اثر جناب نظامی گنجوی، رنگ روزهای هفته به این شکل اومده:

شنبه: سیاه.... یکشنبه: زرد ... دوشنبه: سبز ... سه شنبه: سرخ ... چهارشنبه: فیروزه ای ... پنجشنبه: قهوه ای ... جمعه: سفید

در مورد این ترکیب من فکر میکنم خود دوشنبه هم قبول داره که رنگش سبز نیست! و شک ندارم پنجشنبه بارها از نظامی به خدا شکایت برده! و میدونم که جمعه پس از اینکه نظامی رنگها رو تعیین کرده زل زده به دوربین! و در این میان فقط رنگ شنبه ست که باعث میشه فرضیه بیمار بودن نظامی مردود بشه!

دقیقا به خاطر ندارم از چه سن و سالی مغز این حقیر! رنگی رو به هریک از روزهای هفته اختصاص داد اما ترکیب رنگ روزهای هفته در ذهن من همیشه به این شکل بوده:

شنبه: طلایی... یکشنبه: سیاه ... دوشنبه: سرخ ... سه شنبه: زرد ... چهارشنبه: سبز ... پنجشنبه: آبی ... جمعه: قهوه ای

(و البته در این میان از مغز خودم هم سوالات بیشماری دارم. مثلا اینکه چرا با اینکه در کل از خانواده رنگهای زرد و طلایی و کرم و قهوه ای متنفر هستم باید سه تا از روزهای هفته رو به این رنگها اختصاص بده؟! و حالا نفرت من از این طیف رنگها به کنار، آیا بینی و بین الله اصلا به شنبه میخوره که طلایی رنگ باشه؟!)

اونچه مسلم هست اینکه اغلب آدمها هریک از روزهای هفته رو به رنگی میبینن و این ماجرا همیشه برای من جذاب بوده. این جذابیت باعث شده در طول سالهای گذشته از خیلی از آدمها نظرشون رو راجع به رنگ روزهای هفته بپرسم. نکته جالب در این بین مربوط به رنگ روزهای چهارشنبه و پنجشنبه میشه. جایی که اغلب افراد رنگهای سبز یا آبی رو برای یک یا هردوی این روزها انتخاب میکنند و بیشترین تنوع هم مربوط به رنگ روز جمعه هست که نظرات در مورد رنگ این روز بسیار متفاوت بوده. تصور میکنم ریشه اختصاص دادن رنگها به هریک از روزهای هفته توسط مغز میتونه به دوران کودکی آدم برگرده (سعی میکنم جلوی خودم رو بگیرم و نگم تا حدودی و فقط تا حدودی هم ممکنه به زندگی گذشته هر فرد هم برگرده تا دوباره بعضی دوستان نگن: شما کشتی ما رو با این تناسخ!)... این رو وقتی کشف میکنم! که به سیاه دیدن روز یکشنبه توسط خودم فکر میکنم. مثلا به یاد دارم که در تمام طول دوران نکبت بار تحصیل روزهای یکشنبه بدترین و کسل کننده ترین درس ها در برنامه مدرسه گرد هم میومدند (در حالی که اگر مسئول برنامه ریزی تاس هم میریخت بالاخره یکبار می باید زنگ ورزش به روز یکشنبه می افتاد!) و حتی یکبار و فقط یکبار نشد که روز یکشنبه درس جذابی در برنامه وجود داشته باشه و با خودم میگم شاید علت سیاه دیدن روز یکشنبه توسط مغز بیچاره ام همین باشه! یا مثلا به یاد دارم که در دوران کودکی همیشه روزهای پنجشنبه همبازی و یارغار همیشگی ام به منزل ما میومد و با خودم میگم شاید به همین خاطر باشه که روز پنجشنبه رو به رنگ آبی میبینم!... و البته همچنان هیچ توضیح و تفسیر و شرحی برای طلایی دیدن روز شنبه و یا سرخ دیدن دوشنبه به ذهنم نمیرسه!! مگر (خجل از روی دوستانی که تناسخ رو افسانه میدونند) دوباره نقب زدن به زندگی های گذشته! جایی که شاید سواحل ماسه های طلایی در وارنا بارها میزبان ما بوده! و چون در بلغارستان شنبه آخر هفته به حساب میومده ما همیشه این روز رو در این ساحل سپری میکردیم و همین باعث میشه من شنبه رو طلایی ببینم!! و یا زندگی بسیار بسیار قبلترش و پیش از میلاد مسیح. جایی که گلادیاتوری بودم که فقط دوشنبه ها به آرنا میرفت و چیزی جز رنگ سرخ خون از این روز به یاد نداره! و البته عاقبت در یکی از همین دوشنبه ها بدجوری کشته شد! 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پ ن: اگر حدس میزنید میبایست خیلی آدم بیکار و بی عاری باشم که به این چیزها فکر میکنم بهتون تبریک میگم. کاملا درست حدس زدید!