آقای نوستالژی - صمد میلیاردر میشود!

صمد میلیاردر میشود!

شنبه 8 اسفند 1394



به نظر میرسه که اخیرا تب و تاب بازاریابی شبکه ای به شدت گریبان خلق رو گرفته و مشابه روزهایی که گلدکوئست به خیمه ملت زده بود! این روزها کم نیستند کسانی که پای در رکاب پرزنت گذاشته! تا اینبار به رویای میلیاردر شدن به وسیله فروش شامپو و دستمال کاغذی و برخی دیگر از ملزومات غیر قابل ذکر! جامه عمل بپوشانند و احتمالا اغلب شما این روزها با دوستانی برخورد داشتید که بعد از گفتن سلام و پیش از شنیدن علیک، از شما جهت حضور در مکان! (فکر بد نکنید!) برای معرفی یک کار جدید و بسیار عالی دعوت میکنند...

بنده از تفاوتهای مابین شرکتهای هرمی و بازاریابی شبکه ای تا حدودی اطلاع دارم و به نظر دوستانی هم که به شدت و متعصبانه از این کار دفاع میکنند احترام میگذارم اما به عنوان مثال نقل داستان فلان آقایی که تا همین هفت ماه پیش و قبل از ورود به این کار موتور سیکلت تندر شهاب سوار میشده و حالا بین انتخاب بی ام دبلیو و بنز مردد هست! و یا نقل داستان فلان خانمی که تا سی و دو سالگی با سبک زندگی نکبت بار خودش باعث رو سفید شدن بانو اوشین شده بوده! و حالا تنها با گذشت سه ماه از ورود به این مجموعه به درآمد ماهیانه در حدود چهار میلیون تومان رسیده و علاوه بر اون در فکر جابجایی منزل به نقاط بالای شهر هم هست، نه تنها در کت من یکی فرو نمیره که باعث میشه اسکلت مرحوم راکفلر هم در قبر حرکات موزون انجام بده!... اما علاوه بر مثالهای وسوسه برانگیز مالی فوق در جهت ترغیب شما، پرزنتورهای گرام! دلایل عجیب دیگری رو هم در جهت رفع سوتفاهمات و تشویق هرچه بیشتر شما برای حضور در جمع خودشون ذکر میکنند؛ منجمله تاکید شدید بر روی قانونی بودن و تفاوت این نوع فعالیت با داستان شرکتهای هرمی ( که به نوعی برگ برنده اونها برای جذب شما محسوب میشه اما قاعدتا مهر تاییدی بر این کار نخواهد زد، چرا که به عنوان مثال قمار هم در برخی کشورها قانونی ست!) و تایید شدن فعالیت این شرکتها توسط پلیس فتا! و همچنین استفتا! از مراجع عظما (که البته بهتره فراموش نکنیم وقتی خوردن ماهی اوزون برون و انجام بازی شطرنج زمانی از نظر این بزرگواران حرام بود و بعدها حلال شد، قطعا تضمینی نیست که به یکباره بازاریابی شبکه ای هم از امری حلال به حرام تبدیل نشه!) و البته یکی از عجیبترین مواردی که اونها در جهت تحریک شما برای ورود به این بازی بیان میکنن اینه که در حال حاضر حتی صدا و سیما هم مشغول تولید و پخش برنامه هایی در جهت ترغیب و آشنایی مردم با بازاریابی شبکه ای هست و این خودش میتونه مهر تاییدی بر سلامت این کار باشه!...و عجبا این حرف در شرایطی زده میشه که آوازه بی سر و صاحب بودن صدا و سیما حتی به گوش درگذشتگان؛ از خواجه شیراز گرفته تا شهدای اولین جنگ چچن هم رسیده تا جایی که حتی اگر شما مدیر کارخانه ای باشید که تحت عنوان تولید کیک و کلوچه مشغول خوراندن چیزی شبیه به کود حیوانی به عموم ملت هست! میتونید همین امروز با پرداخت چند میلیون تومان وجه نقد،سفارش ساخت برنامه ای مستند در ستایش روند تولید این محصول بی نظیر رو بدید و یا به عنوان مثال در برنامه وزین به خانه برمیگردیم مهمان شده و به عنوان مدیر عامل نمونه در مورد رموز موفقیت در تولید صحبت کنید! و خب طبیعیه که این رسانه ورشکسته رو میشه با تزریق پول، وادار به تبلیغ هر چیزی کرد.

به اعتقاد من در کنار نقاط ضعف بیشمار این سیستم از جمله بی کیفیتی و البته (برخلاف اونچه به علت حذف واسطه باید اتفاق بیفته) قیمت غالبا بالاتر از حد معمول محصولاتی که از طریق این شرکتها به دست مصرف کننده میرسه و بدتر از همه تلاش ناگزیر برای جذب زیر مجموعه که باعث خواهد شد شما به شکلی بیرحمانه و غیراخلاقی دوستان و نزدیکان خودتون رو در معذورات قرار بدید، این رو هم نباید فراموش کرد که آمارهای واقعی (و نه آمارهای ساختگی) حکایت از این دارند که حتی در مهد بازاریابی شبکه ای دنیا یعنی آمریکا با گذشت چندین و چند سال از جا افتادن این سیستم، تنها درصد بسیار ناچیزی از محصولات از طریق بازاریابی شبکه ای به فروش میرسند و درصد افرادی که حد نصاب های مورد نظر این شرکتها برای دریافت مبالغ هنگفت ماهیانه رو پشت سر میگذارند عدد بسیار ناامید کننده ای ست!... به هر حال و با همه این حرفها اگر شما با پیش زمینه مطالعه کتابهای رابینز و کنفیلد و تریسی و سایر اساتید الان در حال مقایسه بنده با شخصیت ((گلام)) در کارتون گالیور هستید! و در دل میگید که حتی اگر بر فرض فقط یک درصد افراد در این سیستم موفق باشند چرا من جزو اون یک درصد نباشم! هیچ اشکالی نداره. بنده ضمن تحسین روحیه مبارزه طلبی شما عاجزانه ازتون تقاضا دارم لااقل پس از عضویت در این مجموعه ها شغل اصلی خودتون رو رها نکنید! که برخی دوستان کردند و آنچه نباید شد!