تبلیغات
آقای نوستالژی - عشق حقیقی؟

عشق حقیقی؟

سه شنبه 25 شهریور 1393



با خودم فکر میکنم که شاید به قول خیلی ها ((عشق)) مخفـف سه کلمه علاقه شدید قلبی

باشه، اما قطعا ((عشق حقیقی)) میبایست چیزی فراتر از این معنا رو داشته باشه...

ممکنـه هرکسی برای عشق حقیقی تعریـف خاص خودش رو داشتـه باشه اما در واقـع اونچه

باعث میشه من بتونـم یک عشق رو عشقی حقیـقی بنامم میبایست بـه غیر از علاقه شدید

قلبی مشخصات دیگری هم داشته باشه. مثلا در عین اینکه کـه تو علاقه شدید قلبی نسبت

بـه کسی داری حس مـالکیـت نسبـت بـه او نـداشتـه باشی. برای او بـه جای اسـارت در بند

خودت، آزادی بخواهی. او رو بـه خاطر وجودش و نـه بـه خاطر قـدرت، ثروت و یا هرچیـز دیگری

دوسـت داشتـه باشی، خوشبـخـتی او بزرگتـریـن هـدیـه بـرای تو باشـه، هـرگز و تـحـت هیـچ

شرایطی از او دلخور نشی و از همـه مهمتر اینکه نخواهی در مقابل این احساس حتما چیزی

از قبال او کسب کنی و یا توقع متقابلی از او داشته باشی و ...

با این اوصاف وقتی که فکر میکنم میبینم بـه هیچ عنوان نمیتونم از اصطلاح ((عشق حقیقی))

برای احساس متـداولی کـه دو جنـس مخالـف نسبـت بـه یکدیگر دارند استفاده کنـم، چرا که

متاسفانه در طول عمر خودم هرگز و حتی برای یکبار باکسی برخورد نکردم که در احساسش

نسبت به جنس مخالف مشخصات عشق حقیقی وجود داشتـه باشه. علاوه بر این (با عرض

معذرت) حتی در مـورد عشاق افسانـه ای و تاریخی نامـدار هم بـه نظرم میاد کـه اغلب اونها

فقط یک مشت خاک بر سر! بودند کـه طرف مقابل رو فقـط برای خودشون میخواستند و حتی

از اینکه میدیدند او از بودن در کنار کس دیگری شاد هسـت بـه جای خوشحال شدن در درون

خودشون آتش میگرفتند و از ناراحتی سر به دیوار میزدند!


احساس دیگری کـه بسیاری از افراد اعتـقاد دارنـد بایـد بر روی اون نام ((عشق حقیقی)) رو

گذاشت عشق انسان به خداوند هست. اما متاسفانـه در این مورد هـم هرچه فکر میکنم به

نتیجه مثبتی نمیرسم. چرا کـه اعتقاد دارم عشق یک انسان بـه خداوند در واقع عشق او به

خداوند نیست،بلکه عشق بـه قدرت و توانایی او و از همـه مهمتر عشق به چیزهایی هست

که در مقابـل میـشه از او کسب کرد. گاهی با خودم فـکر میکنـم اگر (بر فـرض محال) همین

امروز اعلام کنند که خداوند از این پس هیچگونـه قـدرت و توانایی خاصی نـداره و به سطحی

هـم تـراز با سایـر مـوجـودات هستی نـزول پـیـدا کـرده، چه تعـداد از عاشقـان سینـه چاک و

ذکرگویان او همـچنان عاشـق و ذاکر باقی خواهنـد مانـد؟! بـه نـظر من عشق بـه خدا میتونه

ریشه درترس از خشم او و یا بـه جهت کسب آرامـش و یا محافظـت شدن از شر بلایا توسط

او در این دنـیا و یا دستـیابی بـه بهـشـت و مخلفاتـش! و دور شـدن از آتـش جهـنـم در آخرت

باشه! غیر قابل انـکار هسـت کـه تمامی افرادی کـه دم از عشق بـه خداوند میزنـنـد بـه طور

آشکارا یا نهان درخواستهایی از او داشتـه و بـه طور قطع توقعاتی متقابل چه برای این دنیا و

چه برای دنـیای دیگر خودشون دارنـد. کما اینـکه از قـول خداونـد گفـته شـده ((با من معامله

کنید!)) و از زبان بسیاری از عشاق او هـم شنیـده میشه کـه ((من با خدا معامله میکنـم!))

و از نـظر مـن، این خود بزرگتریـن گواه هسـت برای اثـبات اینـکه ایـن عشق، عشقی حقیقی

نیسـت، چرا کـه عشق حقیـقی با هر نـوع مـعاملـه و سـود و زیـان بیگانـه ست... قطـعا من

نمیتونـم بگـم کـه عشـق بـه خدا چیـز بـدی هسـت اما میتـونـم بگـم کـه یـک عشق حقیقی

نیست بلکه بیشتر شبیه به یک تجارت سودآور هست.


... و اما از نگاه من تنـها احساسی کـه میـتونـه تا حـدی بـه اصطـلاح عشق حقیـقی نزدیک

باشـه، احسـاس و عشـق اغلـب پـدر و مـادرهـا (بـه استـثـنـای پـدر و مـادرهای نـه چنـدان

نرمال!) نسبـت بـه فرزنـدشون هسـت. قابـل انـکار نیسـت کـه بـرای یـک پـدر و یا مادر هرگز

تفـاوتـی نـداره کـه فـرزنـدشـون دارای چه میـزان قـدرت و ثـروت و تـوانـایی هسـت. اونـها بـه

فرزندشون عشق میـورزنـد و برای او فـداکاری میکنـنـد، بدون اینـکه توقـع کسـب کردن چیزی

رو از او داشته باشنـد (کما اینـکه بسیاری از آدمـها در واقـع خیـر و برکت چندانی برای پدر و

مادرشون در زنـدگی نداشتنـد)... حتی اگر همیـن امـروز اعـلام کننـد کـه فرزند اونها از فلان

مقام و فـلان منـزلـت نـزول کرده باز هـم ذره ای از عشق اونـها کـم نـخواهـد شد. حتی اگر

خطاهای فراوانی از فرزنـدشون ببیننـد در باطـن نمیتوننـد کـه از او دلگیـر باشنـد و یا کینـه به

دل بگیرنـد. اونـها حتی حس مالـکیـت ابدی نسبـت بـه فرزنـدشون نـدارنـد چرا کـه میـدونـند

عاقـبـت او بـایـد از اونـها جدا بـشه و بـه دنـبـال زنـدگی خودش بـره. اونـهـا از خوشحـالی و

خوشبـختی فرزنـدشون بیـش از خود او شـاد میشن و از درد و رنـج فرزنـدشون بیـش از خود

او عذاب میکشند.

اگر شما هیچ خیـر و برکتی برای پدر و مادرتون نداشتـه باشیـد و حتی بـه عمد تمام فنونی

که بلـد هستیـد رو هـم بـه کار بـبـریـد تا پـدر و مادرتـون از شما متـنـفر بشن باز هـم موفـق

نخواهـیـد شـد! بـه ایـن خاطـر کـه اونـها نـسبـت بـه شـما احساسـی رو دارنـد کـه میـشه

اسمش رو ((عشق حقیقی)) گذاشت...