تبلیغات
آقای نوستالژی - تاوان

تاوان

سه شنبه 17 تیر 1393



 
به خودم قول شرف میدم! که اگر روزی قرار شد اعدام بشم! با خونسردی کامل و با لبخندی بر

کنج لبم بـه پای چوبه دار برم و حتی زمانی که اون آقاهه! میپرسه آخرین درخواست شما چی

هست در جوابـش بگم کـه زودتر کار خودتـون رو انـجام بدیـد مسخره ها!... آره حتـما این کار رو

میکنم! چون از سالها پیش چیزی کـه بیش از تماشای صحنه اعدام شدن یک انسان من رو آزار

میـده تـماشای شل شدن و التـماس و ضـجه و دسـت و پا زدن فرد محکـوم بـه اعـدام، پیش از

اجرای حکـم هست... چرا کـه همیشه آرزو بـه دل موندم برای یکبار هـم کـه شده در فیلمهایی

کـه از مراسم اعـدام پخش میشه یا حتی در فیلمـهای سینمایی! یک نفر رو ببینـم که مثل بچه

آدم! و بدون نشون دادن ضعـف میـره پای چوبـه دار... بـه نـظرم آدمیـزاد بایـد جسارت پس دادن

تاوان کارهایی که کرده (هرکاری و به هر دلیل)رو داشته باشه و لرزیدن دست و پا و التماس و

گریه برای خرید چهار روز زنـدگی بیشتـر و بـه خاطر ترس از مرگ ( که میدونی اگر پای چوبه دار

هم اتـفاق نیـفتـه قطـعا در آینـده ای کـه چه بسا همیـن فـردا باشـه ممکنـه اتفاق بیفتـه) واقعا

ذلیلانه به نظر میرسه.


 پ ن: پر واضحه کـه وقـتی گریه و شل شدن و مویه و التـماس برای مجازاتی مثـل مرگ نشانه

ضعف یک آدم به حساب میاد، دیگه ضجه و التماس به افسر راهنمایی و رانندگی برای ننوشتن

جریمه! یا گریه و تمـنا برای جلوگیـری از اخراج شـدن از محل کار، تحصیل یا هرجای دیگری و ...

نشانـه اوج فـلاکـت یک انـسان هسـت و از بخـت بد چنـد روزی هسـت کـه انـواع و اقـسام این

صحنه های فلاکت بار در مقابل دیدگانم شکل میگیرند!